هستیا که به عنوان الهه باکره دور از آتشدان، اعضای خانواده و … شناخته میشود، پسر اصلی کرونوس و رئا نیز بود. گایا که از انعامهای شوهر زن خشمگین شده بود، شاگردان دختر را خرید تا پدرش را تنبیه کند. (کتاب مقدس، فصل دوم، آیه 403؛ کتاب اخلاق ارسطو، آیه دهم، آیه 9، آیه 2؛ کتاب مقدس، فصل سوم، آیه 21، آیه 9، آیه 627) ویژگیهای مشترک آنها عبارتند از: عصای سلطنتی جدید، عقاب، رعد و برق، و مجسمهای از برد در دست، و اغلب علاوه بر یک ظرف بزرگ. در همین حال، کرونوس از تجهیزات بزرگ و پیشرفته گئوماتیسم یا متیس برای حمل افرادی که قبلاً بلعیده بود، ساخته شد، و در ابتدا آجر جدیدی که بعداً از زئوس در دلفی نصب شد.
اورانوس از مردم خود متنفر بود و شما ممکن است از آنها بترسید، زیرا ممکن است در آینده شما را سرنگون کنند. آنها به همراه او، هجده دانشآموز – حدود سه سیکلوپ، حدود سه هکاونیچیر و دوازده تایتان – را آوردند. برای رسیدن به بزرگسالی، زئوس، کرونوس را به دنیا آورد که از نوزادانی که قبلاً بلعیده بود، سرفه میکرد و پس از آن، زئوس پسر عموی خود، هرا، را به همسری خود درآورد. از آنجایی که رئا را میتوان به عنوان ژرئوس در نظر گرفت، زئوس همچنین پسری از ژرئوس نامیده میشود. کرونوس بلافاصله پس از تولد، شاگردان خود را بلعید، اما وقتی رئا سعی کرد به زئوس نزدیک شود و او را به دنیا بیاورد، از اورانوس و ژرئوس خواست تا در مورد چگونگی حفظ فرزند کوچکش به او اطلاعات بدهند.
او پدر چندین فرزند بود که حسادت هرا را تشدید میکرد. هر زمان که او واقعاً پروموشن کازینو goldbet با هادس است، آخرین فرزند از دنیا رفته است. دمتر دختری به نام پرسفونه داشت که توسط هادس در دنیای زیرین ربوده شد. او همچنین قوانین و برنامههای مقدس جدید را از زندگی و مرگ دور میکرد. از آنجایی که الهه از کشاورزی دور است، در واقع مسئول باروری فرزندان خود است. او بخش زیادی از وقت خود را صرف خانهداری میکرد.
آنتونینوس لیبرالیس، در کتاب دگردیسیها، ادعا میکند که رئا در غار مقدس باشکوهی در کرت، مملو از زنبورهای مقدس، زئوس را به دنیا میآورد و این زنبورها پرستار فرزند شما خواهند بود. هرا فرزند شما را به آمالتئا میدهد، که گهوارهاش را در جنگلی آویزان کرده است، جایی که او نه در آسمان است، نه در زمین و نه در دریا، به این معنی که وقتی کرونوس بعداً به دنبال زئوس میرود، نمیتواند او را پیدا کند. این به او شیر بز مادهاش، آمالتئا، را میدهد، زیرا کوریتها از غار جدید محافظت میکنند و میتوانند بر نیزههای آنها برای سپرها غلبه کنند تا کرونوس به هق هقهای کودک گوش ندهد. در مورد آپولودوروس، رئا پس از به دنیا آوردن زئوس در غار دیکته، به پریهای خود، آدراستیا و آیدا، دختران ملیسوس، شیر میدهد تا به عنوان پرستار از او مراقبت کند.
مجسمههای عاجی «پسر الهی» شما توسط سر آرتور ایوانز در نزدیکی لابیرنت از کنوسوس کشف شدهاند. گزارشهای جدید از مینوس و اپیمنیدس نشان میدهد که این غارها زمانی توسط رهبران و کاهنان برای پیشگویی در اتاقهای مخصوص جوجهکشی استفاده میشده است. در داخل کرت، زئوس در طول کنوسوس، آیدا و پالائیکاسترو در غارهای زیادی پرستش میشد. این امر در مناطق مختلف قدرت رواج داشت و به روشهای مختلفی پرستش میشد؛ مانند برخی از فرقههای محلی که از زئوس به عنوان خدای بزرگ سیارههای زیرین به جای خدای هوا، الهام گرفته شده بودند. او پدر بسیاری از قهرمانان بود و در بسیاری از فرقههای محلی آن جستجو میشود.
دقیقاً چه انرژیهایی توسط زئوس ارائه میشود؟
هر زمان که زئوس به همراه برادرانش یکی از حکومتهای فدرال را از بسته خارج میکردند، پوزئیدون دریا را به دست میآورد، هادس جهان کوچک را، و زئوس هوای تازه و همچنین مکانهای برتر را، با این حال زمین برای همه یا هر کسی مشترک میشد (هوم. ایل. xv. 187, &c., we. 528, ii. 111; ویرجین. آن. iv. 372). او همراه با پدر رهبران و قهرمانان بیشماری از موجودات فانی بود که مشهورترین آنها پرسئوس، هراکلس (Heracles) و هلنه بودند که از تروی گریختند. هارپیهای بالدار جدید، که به عنوان "سگهای شکاری زئوس" شناخته میشدند، حیوانات خانگی خامی بودند که به دلیل خوبی، وظیفه حمل موجودات فانی آزاردهنده را بر عهده داشتند.
خواهران زئوس
پوزئیدون به جدیدترین نعمت اقیانوسهای شما تبدیل شد، زمانی که هادس به حاکم جدید دنیای زیرین تبدیل شد. درست پس از نوشیدن، کرونوس مجبور میشود شاگردانش را بالا بیاورد. به همین دلیل، زئوس موفق شد در غار بالغ شود و از دست پدرشان در امان بماند.

برای جلوگیری از سرنگونی، فرزندانی را که از زمان تولدشان رئا را داشتند، از بین برد. دوران حکومت او دوران طلایی نامیده میشود، در حالی که فانیان به دلیل قوانین و مقررات تحت کنترل نبودند. فقط پسر دختر، کرونوس، آماده است تا علاقه مادرش را از بین تمام دانشجویان دانشگاهشان برآورده کند.
- در داخل این اثر هنری، زئوس میتوانست به عنوان پدر قادر مطلق و پادشاه خدایان و انسانها به تصویر کشیده شود، با توجه به ایدهای که فیدیاس بر روی مجسمه زئوس المپنشین خود تجسم بخشیده بود.
- از طرف او، او خود را در حالی که یک ساقی المپی مشتاق بود، نقاب زد و شما پدرشان را فریب دادید تا شراب مسموم خود را جرعه جرعه بنوشید.
- وقتی لاکتانتیوس منتشر شد، او در واقع زئوس و ذن نامیده میشود، شاید نه به این دلیل که او جدیدترین بخشنده از زندگی بود، بلکه به این دلیل که او اولین کسی بود که از دانشجویان دانشگاه کرونوس زندگی میکرد.
- آن مرد انار را برای او فراهم کرد، و این احتمالاً همان دختری است که برای ابدیت به دنیای مردگان خواهد رفت.
- وقتی شما هزیود هستید، هرا میگوید که وقتی آتنا از سر زئوس جدا میشود، هفائستوس را برای او به دنیا میآورد، و هومر، از کودکی هفائستوس را از زئوس به ارث برده است و شما نیز هرا را خواهید داشت.
زئوس، الهه جدید و در انتظار، متیس، را بلعید، زمانی که یک پیشگو فاش کرد که دختر قرار است ملکه خدایان شما شود. زئوس و برادرانش در پی یافتن رد پای خدایان تایتان، هدایای زیادی دریافت کردند تا سیگنال کیهان خود را تقسیم کنند – زئوس آخرین هوا را به دست آورد، پوزیدون اقیانوس را و هایدس دنیای جدید زیرین را. کرونوس و یارانش سرانجام شکست خوردند و به زندانی بزرگ در زیر زمین تبعید شدند. با بالا رفتن سن، زئوس الهه جدید متیس را استخدام کرد تا به هدف خود برسد.
در یک اثر طنزآمیز عالی، گفتگوهای خدایان شما اثر لوسیان، زئوس هلیوس را به خاطر داشتن چنین موضوعی سرزنش میکند؛ او ارابه آسیبدیده جدید را بیرون میآورد تا به شما کمک کند و به او هشدار میدهد که وقتی آن مرد دوباره جرات انجام این کار را پیدا کند، یکی از آن صاعقهها را به او خواهد زد. زئوس به ایکسیون، مردی که مسئول قتل پدرش بود، رحم کرد و او را از تمیز کردن و کمک به المپوس باز داشت. بر اساس روایت دیودوروس سیسیلی، زئوس آسکلپیوس را به دلیل شکایتهای هادس کشت، هادس که نگران کاهش تعداد مردم در مورد دنیای زیرین به دلیل رستاخیز آسکلپیوس بود. زئوس در واقع شما را از نوهاش آسکلپیوس که رستاخیز را به مردم نشان میدهد، میترساند، بنابراین آن مرد آسکلپیوس را با صاعقه خود کشت. اما وقتی تمیس (که در غیر این صورت پرومتئوس نامیده میشد) پیشگویی کرد که پسری که از تتیس متولد میشود، از پدرش قدرتمندتر خواهد بود، تتیس سعی کرد با جدیدترین پلئوس فانی ازدواج کند. زئوس به دعای کالیروئه، پسران دختری را که از آلکمائون، آکارنان و آمفوتروس به دنیا آمده بودند، به سرعت پرورش داد تا بتوانند انتقام مرگ پدرشان را که توسط فگئوس به دست آمده بود، با دو پسرش بگیرند.
به نظر میرسد دیودوروس سیسیلی (در حدود هزاره اول پیش از میلاد) در ابتدا کوه آیدا را به عنوان زادگاه خود معرفی میکرد، اما بعدها اظهار داشت که او در دیکته (Dicte) خلق شده است، و آپولودوروس، اسطورهشناس (مخفف اوایل یا هزاره دوم پیش از میلاد) نیز ادعا میکند که او در غاری در دیکته به دنیا آمده است. زئوس با نامها یا نامهای خانوادگی متعددی که به عنوان القاب شناخته میشوند، لقب گرفته است. افلاطون، در کراتولوس، ریشهشناسی گروهی را از زئوس به معنای "علت زندگی همیشه برای همه چیز" میگیرد، به دلیل جناسهای بین عناوین جایگزین از زئوس (ذن و دیا) گرفته تا اصطلاحات یونانی برای زندگی و "به دلیل". در پیشگویی دودونا، همسر آنها سعی کرد دیونه باشد، از کسی که ایلیاد جدید میگوید او پدر آفرودیت بوده است.
![]()
الهه جهان، گایا (Gaea)، که از زندانی شدن تایتانها خشمگین شده بود، به موجودات جدید توصیه کرد که از خدایان المپ بیرون بیایند. کرونوس هر یک از مردم خود را به محض تولد میبلعید، با این حال، زئوس هر زمان که مادرش او را کنار میزد، از این سرنوشت فرار میکرد و به تایتان جدید یک جایگزین سنگی پوشیده از قنداق میداد. مادربزرگ آنها، گایا، از زندانی شدن تایتانهای جدید توسط خودش عصبانی بود، بنابراین شاگردان آنها، غولهای جدید، را احضار کرد تا به او در انتقام گرفتن از آنها کمک کنند. زئوس ممکن است خودش اسیر شده باشد، زیرا رئا یک سنگ گرانیتی پیچیده شده در لباس قنداق را در رختخواب کرونوس قرار نداده بود و کوچکترین پسر خود را در غاری به سمت ایدا، خدای کرت، پنهان نکرده بود. هفائستوس، هبه و آرس شاگردان واقعی خود را امتحان میکنند.
رئا به درستی نوزاد دختر را در غاری دور از دسترس ایگائون پنهان کرد، و ممکن است برای کمک به کرونوس، سنگی پیچیده شده در پارچهای را به او بدهد، که او آن را از روی باور به اینکه فرزندش است، قورت داد. تا زمان زایمان، اورانوس و ژرفا رئا را به لیکتوس در کرت تحویل دادند و از او خواستند که پسرش را آنجا به دنیا بیاورد. هر چیز کوچک و بزرگی از زئوس الهام گرفته شده است، و ممکن است با توجه به گزینههای خودش، او سرنوشت خوبی یا بدی را برای فانیان تعیین کند (اود. iv. 237, vi. 188, ix. 552, Il. x. 71, xvii. 632, &c.)، و سرنوشت به خودی خود در جهت او عمل میکند. او بهترین رهبر است که همراه با راهنمایی از هر چیز کوچکی محافظت میکند (i. 175, viii. 22)، خالق جدیدی از الکتریسیته سلطنتی، از قوانین و اکتساب، از آنجا که دایس، تمیس و شما نمسیس دستیاران آنها خواهید بود (we. 238, ii. 205, ix. 99, xvi. 387; compensation. Hes. Op. et D. 36; Callim. Hymn. in the Jov. 79).